الشيخ عباس القمي

287

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

سيّد اجلّ در اقبال فرموده كه : در اين روز ، سنهء 656 ، من حاضر شدم در نزد سلطان زمين - كه مراد هلاكو باشد - در آن واقعهء قتل و قمع او بغداد را و عنايات و احسانش شامل حال من گرديد و خون ما مصون و حريم و اطفال ما محفوظ ماند و به جهت خاطر ما ، بسيارى از اصدقا و اخوان داخل در امان او شدند ؛ چنانچه در اواخر ماه محرم بيان شد . پس اين روز ، روز عيد بزرگ من است كه بايد شكر و دعا كنم تا زنده هستم و همچنين ذرّيّهء من به سبب بقاء من كه سبب بقاء ايشان است . « 1 » روز يازدهم در اين روز ، سنهء 421 ، به قولى ، سلطان محمد بن سبكتكين غزنوى در غزنه وفات كرد . « 2 » و او را از سلطنت حظّ عظيمى بوده و بسيارى از بلاد را تسخير كرد و از بلاد هند نيز بسيار فتح كرد و بت معروف به « سومنات » را كه ده هزار قريه موقوفات او بوده ، او بشكست و به سلطنت او دولت سامانيه منقرض شد . « 3 » ابن خلّكان و ديگران نقل كرده‌اند كه : سلطان محمد سبكتكين حنفى مذهب بود و ميل به طريقهء شافعى كرد و در مرو فقها را جمع كرد و التماس نمود كه ترجيح دهند يكى از دو مذهب را . علما اتّفاق كردند كه در خدمت سلطان دو ركعت نماز موافق مذهب شافعى و دو ركعت موافق مذهب ابوحنيفه بخوانند ، هر كدام را كه سلطان پسنديد ، آن مذهب ترجيح داشته باشد . پس قَفّال مَروَزى كه يكى از فقهاء مرو بوده برخاست و وضو گرفت و دو ركعت

--> ( 1 ) . اقبال الأعمال ، ج 3 ، ص 98 ، باب 3 ، فصل 3 . ( 2 ) . كامل ابن اثير ، ج 9 ، ص 398 . ( 3 ) . رك : كامل ابن اثير ، ج 9 ، ص 395 - 396 ؛ نيز : وفيات الأعيان ، ج 5 ، ص 177 ، ش 713 « محمود بن سبكتكين »